[صفحه اصلی ]   [ English ]  
بخش‌های اصلی
درباره مرکز کارآفرینی::
کارآفرینی::
کسب و کار::
آیین نامه ها::
اخبار مرکز کارآفرینی::
جشنواره ها::
کارگزاران فن راه ::
کتاب های کارآفرینی::
کارآفرینی دانش بنیان::
کارآفرینان ایرانی::
مقالات کارآفرینی::
پایگاه های مرتبط::
آلبوم تصاویر::
هسته های دانشجویی::
تماس با ما::
مراکز کاریابی::
::
لینک های مفید
..
تلگرام

کانال تلگرام ما را دنبال کنید

AWT IMAGE

https://telegram.me/karafariniiust

..
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
نظرسنجی
نظر خود را در رابطه با سایت مرکز کارآفرینی بفرمائید.
عالی
خوب
متوسط
ضعیف
   
..
پیوندها
..
GEM IRAN

AWT IMAGE

..
Doing Business

AWT IMAGE

..
بنیاد ملی نخبگان

AWT IMAGE 

..
MBTI test

AWT IMAGE

..
ارزیابی شرکتهای دانش بنیان

AWT IMAGE

..
کتاب و نشریات
..
صندوق نوآوری و شکوفایی

AWT IMAGE

..

AWT IMAGE

:: یعقوب یعقوبیان ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۴/۳/۶ | 

AWT IMAGE

مشخصات فردی

: یعقوب یعقوبیان

: شرکت سرچین

: کشاورزی - تولید

: ۱۳۳۰/۷/۱۶

: بروجرد (لرستان)

: لیسانس

: 21 سالگی

ساخت داروی نجات دهنده و سلامت زا

صعود به قله برای بار اول شاید بسیار سخت باشد ولی خیلی‏ها به‌علت شیرینی و لذتی که در لحظه صعود نهفته است، آن را انتخاب می‏کنند. شروع هر کار می‏تواند انتخاب یک قله باشد؛ انتخابی که با شوق حرکت همراه می‌شود و رشد می‏یابد و سرانجام به نقطه‏ای می‏رسد که من به آن هدف می‏گویم؛ راهی نو که بر رشد، سلامت، تحول و تکامل جامعه تاثیر مثبتی داشته باشد. من یک مهندس کشاورزی هستم و در خانواده‏ای دارو‏ساز بزرگ شده‏ام. در گذشته هر وقت فرصتی پیدا می‏شد، در کنار پدر به کسب تجربه‏های بیشتر می‌پرداختم. تا‏ جایی‏که این تجارب به‌عنوان یک توانایی در من شکل گرفت و امروزه می‏بینیم که این دانش و تجربه در کنار یکدیگر، همراه با عشق، علاقه و پشتکار به تاسیس مجموعه و کارخانه‏ای تخصصی برای تولید انواع جوانه‏های خوراکی ماش، شبدر، گندم و ... با نام تجارتی «راوک» منجر گشته است.
از آنجایی‏که توانسته‏ام پس از فراز و نشیب‏های فراوان، با کمترین سرمایه و بیشترین انگیزه، با جرات و شهامت وارد بازار کار و تولید مواد غذایی گیاهی شوم و با تولیدی سالم و صد ‏در‏صد طبیعی، جایگاه بسیار باارزشی را برای خود ایجاد کنم و برای اولین‏بار محصولات خود را با به‏کارگیری روش کشت بدون خاک (هایدرو پونیک) وارد بازار نمایم. حال، بعد از سی سال سختی، اولین قدم‏ها را یک‏به‏یک به‌خاطر می‏آورم و حس رضایتی دارم که لبخند بر لبانم می‏نشاند. باید به عقب برگردم، آن‏قدر که از دیگران شنیده‏ام؛ از تولدم و شناسنامه‏ام.
*  *  *
من یعقوب یقوبیان، متولد مهر ماه سال 1330 در شهرستان بروجرد هستم و تمام دوران کودکی و نوجوانی را در این شهر سپری کردم؛ سال‏های خوشی که خاطرات تلخ و شیرینش برایم لذت‏بخش بوده‏اند. اولین فرزند خانواده هستم؛ فرزندی که با تولدش کلمه مادر و پدر در خانه ما جان گرفت و خوشحالی در خانواده پدری دو چندان شد. بعد از من به ترتیب دو دختر و یک پسر دیگر هم به جمع خانوادگی ما اضافه شدند. 
پدرم دارو‏ساز بود. من از کودکی به پدر در امور داروخانه کمک می‏کردم. هنوز خواندن را به‏درستی نمی‏دانستم ولی از رنگ و شکل داروها می‏توانستم آنها را تشخیص بدهم و این استعداد از همان ایام رشد پیدا می‏کرد و علاقه من لحظه به لحظه در میان جعبه‏های خالی داروها شکل می‌گرفت. دوران کودکی‏ام را خوب به‌خاطر دارم و بیمارانی را که برای خرید دارو به پدر مراجعه می‏کردند. با دیدن پوست خشک و خاک گرفته‏ و چشمان فرو رفته و تب‌دارشان می‏گفتم که ای کاش هیچکس بیمار نمی‏شد. ای کاش دارویی وجود داشت که جلوی تمام بیماری‏ها را می‌گرفت. در آن دوران همین قدر از ذهن کودکانه من می‏گذشت.
آنچه از کودکی به یاد دارم روحیه ناآرام و کاوشگری است که همیشه تشنه دانستن بود و اگر چیزی سرکلاس درس می‏دید، باید می‏پرسید و می‏دانست. در سال دوم دبستان، کلاس ما یک درِ پشتی داشت که به حیاط خلوت باز می‏شد و کسی به آنجا رفت‏و‏آمد نمی‏کرد. زمین خاکی جلوی در، مدت‏ها توجه مرا به خود جلب کرده بود؛ زمینی که می‏توانست چیزی را در خود پرورش دهد. این خیال باعث شد تا هرچه زودتر، دور از چشم معلم آنجا را احیا کنم. ابتدا زمین را آماده کردم و بعد مقداری بذر گندم تهیه کردم و درون خاک کاشتم. انتظار رشد کردن دانه‏ها هر ساعت چشمان مرا منتظر بر آنها نگاه می‏داشت. گویی می‏دانستم هر دانه از کجای این خاک بیرون خواهد آمد. سر‏انجام بعد از چند روز انتظار، گندم‏ها سبز شدند و خاک را شکافته و سر باز کردند. برای من که بیش از هشت سال نداشتم تجربه شیرینی بود. اگر‏چه شیطنت‏های کودکانه بچه‏های مدرسه نگذاشت تا من کامل شدن گندم‏ها را ببینم ولی خوب به‌خاطر دارم سبزی‏اش و قدش را که به اندازه انگشت اشاره‏ام بالا آمده بود.
وقتی به سنبله سبز و هنوز خشک و زرد نشده گندم، جو یا هر سنبله‏ای از این خانواده فکر می‏کردم، برایم جالب بود؛ وقتی آن را مثلا در آستین قرار می‏دادم با حرکت آرام دستانم، راه خود را می‏یافت و حرکت می‏کرد. برایم سوال بود که چه مکانیزمی در آن سنبله طراحی شده که بدون ‏موتور چنین حرکت می‏کند.
لیست موفقیت‏ها
- واحد تولیدی نمونه در سال‏های اخیر
- اولین تولیدکننده جوانه‏های گیاهی به‏صورت صنعتی در ایران
- معرفی به‏عنوان کارآفرین موفق از سوی سازمان‏ها و دانشگاه‏ها

دفعات مشاهده: 838 بار   |   دفعات چاپ: 140 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

کد امنیتی را در کادر بنویسید >
   
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ ارسال به دوستان ارسال به دوستان
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مرکز کارآفرینی دانشگاه علم و صنعت ایران می باشد . نقل هرگونه مطلب با ذکر منبع بلامانع می باشد .
Persian site map - English site map - Created in 0.783 seconds with 1289 queries by yektaweb 3504