[صفحه اصلی ]   [ English ]  
بخش‌های اصلی
درباره مرکز کارآفرینی::
کارآفرینی::
کسب و کار::
آیین نامه ها::
اخبار مرکز کارآفرینی::
جشنواره ها::
کارگزاران فن راه ::
کتاب های کارآفرینی::
کارآفرینی دانش بنیان::
کارآفرینان ایرانی::
مقالات کارآفرینی::
پایگاه های مرتبط::
آلبوم تصاویر::
هسته های دانشجویی::
تماس با ما::
مراکز کاریابی::
::
لینک های مفید
..
تلگرام

کانال تلگرام ما را دنبال کنید

AWT IMAGE

https://telegram.me/karafariniiust

..
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
نظرسنجی
نظر خود را در رابطه با سایت مرکز کارآفرینی بفرمائید.
عالی
خوب
متوسط
ضعیف
   
..
پیوندها
..
GEM IRAN

AWT IMAGE

..
Doing Business

AWT IMAGE

..
بنیاد ملی نخبگان

AWT IMAGE 

..
MBTI test

AWT IMAGE

..
ارزیابی شرکتهای دانش بنیان

AWT IMAGE

..
کتاب و نشریات
..
صندوق نوآوری و شکوفایی

AWT IMAGE

..

AWT IMAGE

:: احمد حداد مقدم ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۴/۳/۱۲ | 

AWT IMAGE

مشخصات فردی

: احمد حداد مقدم

: شرکت زمزم تهران

: صنعت - تولید

: ۱۳۴۳/۹/۱

: تربت جیدریه

: دکترا

: 28 سالگی

معلم شدن

در کنار جاده خاک گرفته روستا منتظر ایستاده و به بی‌انتهایی جاده خیره مانده بود. دنیای کوچکش بزرگ‌تر از روستایی که در آن زندگی می‌کرد نبود. روستایی در طبیعتی کوچک، در گوشه‌ای از کویر. از دور روستا پیدا بود؛ خانه‌هایی کاه گلی و کوچه‌هایی خاک گرفته که در میان باغ‌های آلو و زردآلو محصور شده بودند. 
دوباره به جاده نگاه کرد؛ به انتهایی که سرابی شفاف بر آن نقش بسته بود. آرام کفش‌ها را از پا درآورد و پاهای کوچکش را در میان شن‌های نرم فرو برد. خودش را در میان شن‌ها احساس می‌کرد و سیزده سال زندگی‌اش که روزها را به شام و شام‌ها را به صبح رسانیده و با مردمان آن روستا خندیده و اشک ریخته بود. احساس غریبی بر دل کوچکش چنگ انداخت و خشکی دلش خیس از گوشه چشمانش سرازیر شد. به یاد تنهایی‌هایش با پدر در آن دکان آهنگری افتاد. آن روز پدر مثل همیشه نبود. دستان کار‌کرده و خسته‌اش را بر شانه‌های او تکیه داد، آرام‌تر و مهربان‌تر از همیشه گفت: 
«اگه می‌خوای مرد بزرگی بشی باید بیشتر بدونی. باید از این روستا بری یه جای بزرگ‌تر تا فرصتی برای دونستن پیدا کنی». 
پسرک هنوز نمی‌دانست به‌‌واقع می‌تواند از این روستا و دامان گرم مادر و نگاه پر محبت پدر دل بکند یا نه. به یاد ‌آقای کاظمی، معلمشان که در کنار تخته سیاه ایستاده بود، افتاد. آن روز چوب انار در دست نداشت، نگاهش مهربان‌تر بود و مثل پدر حرف می‌زد:
«دوران ابتدایی هم به پایان رسید». 
آنجا بود که او فهمید بعد از پایان دوره ابتدایی نوبت دوره راهنمایی است؛ چیزی که در آن روستا نبود، درس‌هایی که هیچ‌وقت نامشان را هم نشنیده بود. حرف‌های پدر در گوشش می‌پیچید: « باید از این روستا بری ... ولی ... ». 
با صدای هی‌هی نفس‌هایی از آن طرف جاده، سرش را برگرداند. پیرمردی با چهره‌ای آفتاب سوخته و دستانی دلمه بسته با تیشه‌اش سخت بر دل دشت نهیب می‌زد. استخوان گردنش بالا آمده بود و بی‌درنگ با دستانی امیدوار سختی دشت را می‌شکافت. گویی بوی گل‌های زعفران را بر روی این خاک می‌شنید. 
پسرک نیز از جنس همین مردمان بود؛ مردمانی امیدوار و زحمتکش که هیچ به کیسه‌شان نیامده بود مگر با مشقت و سختی. آرام پاهایش را از میان شن‌ها بیرون کشید. گرمی شن‌ها نرمی پاهایش را به یغما برده بود. سرش را پایین انداخت و خم شد و مشتی از شن‌ریزه‌ها را در میان دستمالی پیچید. نمی‌خواست امروز و اشکی که بر این خاک نشسته است را از یاد ببرد. کفش‌ها را به پا کرد، وقت رفتن بود. صدای نزدیک شدن اتوبوس را می‌شنید. ساکش را به دست گرفت و به جلو گام برداشت. 
*  *  *
انسان‌های بزرگی را می‌بینیم که در پستی و بلندی‌های مشکلات کمر خم نکرده و پیروزمندانه رو به جلو حرکت می‌کنند و می‌دانند که خواستن اولین گام برای رسیدن به اهداف است. انسان‌های خلاق و نوگرایی که از ودیعه‌ای که خداوند در روح بزرگشان نهاده به‌درستی استفاده نموده و شاکر داشته‌های خود هستند. احمد حداد مقدم نیز از آن دسته انسان‌های بزرگی است که ساعی و پویا، نقش خود را به‌عنوان کارآفرینی برتر در کشور به ‌نوعی نیکو ایفا کرده و با ایمان به فعالیت‌ها و تلاش‌های خویش و با ایده‌های نو و سازنده توانسته است نام کشورمان را با تلاش و پشتکار بلند‌آوازه نماید. 
*  *  *
آذر‌ ماه سال 1343 در یکی از روستاهای دور افتاده و بی‌نشان کویری به نام بوس(‌بورس‌) از توابع شهرستان تربت حیدریه به‏دنیا آمدم. پدرم آهنگری ساده و مادرم نیز سیده‌ای خانه‌دار بود. دومین فرزند باقی‌مانده خانواده بودم. بعد از من یک برادر و یک خواهر نیز زنده مانده بودند. شرایطی که به‌علت دوری از شهر و نبود دکتر وجود داشت باعث می‌شد فرزندی که در خانواده‌ای متولد می‌شد به‌دلیل بیماری‌های مختلف زنده نماند. 
لیست موفقیت‌ها
- واحد تولیدی نمونه کشور در سال 1383
- واحد تولیدی نمونه کشور (کیفیت - دریافت تندیس تلاشگر ملی) در سال 1383
- معرفی به‌عنوان صد برند برتر کشور در سال 1383
- واحد نمونه در تحقیق و توسعه (محصول نمونه) در سال 1383
- صادرکننده نمونه کشور در سال 1384
- معرفی به‌عنوان واحد نمونه استاندارد در پنجمین نمایشگاه تخصصی کیفیت و استاندارد
- واحد تولیدی نمونه در جشنواره تولید ملی در سال 1384
- صادرکننده نمونه کشور در سال 1385
- کارآفرین نمونه کشور در سال 1385
- معرفی به عنوان مدیر نمونه تحقیق و توسعه در سال 1388
- دریافت جایزه ملی کیفیت در سال 1389
  و ...

دفعات مشاهده: 989 بار   |   دفعات چاپ: 176 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

کد امنیتی را در کادر بنویسید >
   
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ ارسال به دوستان ارسال به دوستان
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مرکز کارآفرینی دانشگاه علم و صنعت ایران می باشد . نقل هرگونه مطلب با ذکر منبع بلامانع می باشد .
Persian site map - English site map - Created in 0.263 seconds with 1292 queries by yektaweb 3455