[صفحه اصلی ]   [ English ]  
بخش‌های اصلی
درباره مرکز کارآفرینی::
کارآفرینی::
کسب و کار::
آیین نامه ها::
اخبار مرکز کارآفرینی::
جشنواره ها::
کارگزاران فن راه ::
کتاب های کارآفرینی::
کارآفرینی دانش بنیان::
کارآفرینان ایرانی::
مقالات کارآفرینی::
پایگاه های مرتبط::
آلبوم تصاویر::
هسته های دانشجویی::
تماس با ما::
مراکز کاریابی::
::
لینک های مفید
..
تلگرام

کانال تلگرام ما را دنبال کنید

AWT IMAGE

https://telegram.me/karafariniiust

..
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
نظرسنجی
نظر خود را در رابطه با سایت مرکز کارآفرینی بفرمائید.
عالی
خوب
متوسط
ضعیف
   
..
پیوندها
..
GEM IRAN

AWT IMAGE

..
Doing Business

AWT IMAGE

..
بنیاد ملی نخبگان

AWT IMAGE 

..
MBTI test

AWT IMAGE

..
ارزیابی شرکتهای دانش بنیان

AWT IMAGE

..
کتاب و نشریات
..
صندوق نوآوری و شکوفایی

AWT IMAGE

..

AWT IMAGE

:: علیرضا رضایی عارف ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۴/۳/۱۷ | 

AWT IMAGE

مشخصات فردی

: علیرضا رضایی عارف

: شرکت جوینده و یابنده راهگشا

: خدمات اجتماعی

: ۱۳۵۱/۶/۱

: همدان

: لیسانس

: 9 سالگی

کارهای متفاوت انجام دادن و مخترع شدن

آرام میان حوضچه‏ها قدم بر‌می‏داشت. بوی گس آب و لاشه‏های ماهی‌ها در مشامش می‏پیچید. خستگی نه سال کار به تنش مانده بود. همه زندگی‏اش در محتویات کیف سامسونت مشکی‌اش خلاصه می‌شد که تمامش بیست و یک میلیون تومان بود و چیزهایی که علیرضا رضایی عارف بودنش را ثابت می‏کرد، مثل شناسنامه، گواهینامه و ... .
خوش‏بینی بیش از حدش و اعتماد به کشاورزان و دادن محصولات به آنها در ازای چک، زندگی‏اش را دگرگون کرده بود. متاسفانه بیشتر افرادی که چک دادند نتوانستند در موعد مقرر چکشان را پاس کنند. در‏حالی‏که خود طلبکار بود همزمان بدهکار هم شده بود. در این مدت بیشتر وقتش صرف پیگیری چک‏ها و از طرفی مهلت گرفتن از کسانی شده بود که با چک از آنها ماهی یا غذای ماهی خریداری کرده بود.
زانوهایش خم شد و گوشه حوضچه نشست. این اولین حوضچه‏ای بود که ساخته بود. بزرگ بود. فلس ماهی‏ها به گِل نشسته بودند و از میان گل، چون صدف برق می‏زدند، حرف می‏زدند، همراه با صدای طبل و دهل که از دورترها شنیده می‏شد. مُحرّم بود و گویی همه دنیا با غم او همراه شده بود. زنجیرها بالا می‏رفت و بر سینه و پشت‏ها می‏کوبید. سنگین شده بود. به‌سختی از جا بلند شد. کتش خاکی شده بود و گوشه شلوارش کمی خیس. باید به اندیمشک می‏رفت. هنوز کارها مانده بود. می‏دانست اگر بایستد زندگی خواهد رفت و این تنها عقب ماندنش را بیشتر و بیشتر می‏کند. دستانش را بر دسته کیف فشار داد و حرکت کرد.
عصر تاسوعا بود. در پیاده‌رویی در اندیمشک به‌همراه زن‌عمویش منتظر اتوبوسی بود که قرار بود آنها را به زادگاهشان برگرداند. صدای طبل و سنج نزدیک‏تر می‏شد. اتوبوس رسید و هجوم مسافرین به در اتوبوس او را به خود آورد. ناگاه آشنایی را سوار بر اتوبوس دید و آرام گرفت. اشاره‏ای کرد و خودش را به آشنا نشان داد و رفت که وسایل را بردارد و سوار شود. اما به‌دلیل ازدحام مسافرین راننده به‌ناچار صد متری جلوتر ترمز زد. همه به دنبال اتوبوس می‏دویدند. پسر‌عمویش که برای بدرقه آمده بود ماشین را روشن کرد و گفت: «با ماشین بریم وسایل زیاده».
کیف سامسونت مشکی را پشت خودرو و زیر ساک‏های دیگر گذاشت و غافل از دزدانی که او را زیر نظر گرفته بودند سوار شد. پنجاه متر جلوتر چهار‌راه بود. پسر‌عمویش ترمزی زد و همین برای دزدان کافی بود تا نقشه خود را عملی کنند. عابران اشاره‏های مبهمی می‏کردند: «آقا کیفتو بردن. آقا .. آقا .. کیفتو از پشت ماشین بردن ...» .
باورش نمی‏شد. پایین پرید و چهار دزد را در حال دویدن و دور شدن دید. قد کوتاهش را روی انگشتانش بلندتر کرد. داد می‏زد ولی گویی صدا از گلویش بیرون نمی‏آمد، فکر می‏کرد که می‏گوید دزد دزد دزد ... . صدایش در صدای بلند طبل‌ها گم می‏شد و هیچ صدایی جز صدای طبل به گوش نمی‌رسید. 
دزد‌ها، در اولین کوچه، در لا‌به‌لای عزاداران و ازدحام جمعیت سینه‌زنان ناپدید شدند. آرام زیر درختی ایستاد. دسته سیاه‌پوش سینه‌زنان جلو می‏آمد. جمعیت از کنارش می‏گذشتند؛ پیرمردان، جوانان و کودکانی که پابرهنه می‏رفتند و سینه می‏زدند. هنوز نمی‏دانست چه باید بکند. بازگشتش به خانه دیگر سخت شده بود. نگاه نگران همسرش انتظارش را می‌کشید، باید کاری می‏کرد.
حالا دیگر همه چیزش رفته بود و دستان خالی‌اش در امتداد بدنش آویزان شده بود. تازه فهمید که تا قبل از این هنوز کمرش نشکسته بود و دستانش پر بودند. نگاهی به دستانش کرد و آنها را بر صورت آتش گرفته‏اش کشید. یعنی چه می‏خواست بشود؟! ثمره سی سال زندگی‏اش رفته بود و حال آنچه که داشت را هم از دست داده بود و هیچ کاری نمی‏توانست انجام دهد.
لیست موفقیت‌ها
- کارآفرین برتر استانی در بخش خدمات در سال 1387 
- کارآفرین برتر ملی در بخش خدمات در سال 1387
- کارآفرین برتر استانی در بخش کشاورزی در سال 1388
- فن‌آفرین برتر و دارنده لوح پیروز از جشنواره شیخ بهایی در سال 1387
- لوح تقدیر از جشنواره نوآوری وشکوفایی در سال 1387
- لوح تقدیر از جشنواره کارآفرینان ابن سینا به‌عنوان کارآفرین نمونه در سال 1386
- لوح تقدیر از نمایشگاه فن‌آفرینان برتر شیخ بهایی اصفهان در سال 1387
- دارنده چندین تقدیر‌نامه از جشنواره‌های مختلف 

مسئولیت‌ها و فعالیت‌ها
- مدیر‌عامل شرکت جوینده و یابنده راهگشا
- مدیرعامل و رییس هیات‌مدیره شرکت تعاونی گردشگری هزار تندیس
- مدیرعامل و رییس هیات‌مدیره شرکت قزل منزل
- رئیس انجمن کارآفرینان استان همدان
نوآوری‌ها
- تاسیس بانک اطلاعات گمشده‌ها و سرقتی‌های کشور
- اجرای طرح بیمه اسناد و مدارک با همکاری شرکت بیمه سینا به‌صورت انحصاری
- برگزاری جشنواره امانتداران برای اولین‌بار در دنیا (در دست اقدام)
- ثبت چندین ایده در جشنواره ایده‌های برتر یزد
- اجرای طرح از حرم تا حرم جهت رساندن اشیاء و مدارک گمشده زائرین عتبات عالیات
- طراحی بزرگ‌ترین کتاب دنیا (در دست اقدام)

دفعات مشاهده: 1537 بار   |   دفعات چاپ: 326 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

کد امنیتی را در کادر بنویسید >
   
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ ارسال به دوستان ارسال به دوستان
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مرکز کارآفرینی دانشگاه علم و صنعت ایران می باشد . نقل هرگونه مطلب با ذکر منبع بلامانع می باشد .
Persian site map - English site map - Created in 0.249 seconds with 1289 queries by yektaweb 3504